اندازه‏گیری پای‏بندی علّامه حلّی به سند محوری در نقد حدیث

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دانشگاه کاشان

2 استادیارگروه علوم قرآن وحدیث دانشگاه کاشان

3 دانشیارگروه علوم قرآن وحدیث دانشگاه کاشان

چکیده

علمای امامیه برای ارزیابی روایات از دو اصطلاح صحیح و ضعیف استفاده می‏کردند و بر اساس قراین - که یکی از آن قراین سند حدیث بود - به صحت و یا ضعف حدیثی حکم می‏کردند. تا این‏که نظریه تربیع احادیث توسط علّامه حلّی به کار گرفته شد. ایشان احادیث را بر اساس سلسله سند به چهار دسته «صحیح»، «حسن»، «موثق » و «ضعیف» تقسیم کرد. با توجه به انتقاد بسیاری از عالمان به این شیوه ارزیابی، در این پژوهش بر آن شدیم تا به صورت آماری میزان پای‏بندی علّامه حلّی در عمل به وضع اصطلاحات جدید و سندمحوری را به دست آوریم. بر اساس نتایج به دست آمده، ایشان در موارد بسیاری به اصطلاحات خود پای‏بند نبوده و تعداد احادیث ضعیفی که مورد عمل قرار داده، از مجموع احادیث صحیح وحسن و موثق بیشتر است. بنابراین با وجود این‏که ایشان از پیشگامان رویکرد سندمحورانه به نقد حدیث است. این رویه را در کتاب‏هایش در پیش نگرفته است.
 

کلیدواژه‌ها