<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی   علوم حدیث &#13;
Ulum-i Hadth</title>
    <link>https://hadith.riqh.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی   علوم حدیث &#13;
Ulum-i Hadth</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسنامه علمی</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_14042.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>محقّق میلانی و اعتبارسنجی احادیث شیعه؛ از نظریه تا تطبیق</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13952.html</link>
      <description>آیت‌الله سید محمدهادی میلانی (م 1353ش) تبیین و تدریس مبانی اعتبار سنجی احادیث شیعه را ابتدا در دو حوزه علمیه عراق (نجف و کربلا) آغاز نموده و در حوزه علمیه خراسان بدان تداوم بخشید. در مقطع تاریخی حضور ایشان در عراق، نظریۀ رایج نزد فقیهان شیعه رویکرد وثوق سندی بود. مسأله اصلی این مقاله واکاوی هم‌گرایی یا واگرایی دیدگاه محقق میلانی با نظریۀ غالب فقهای معاصر ایشان در عراق است؛ همچنین در فرض تمایز دیدگاه ایشان با فقیهان هم‌تراز خود در عراق، دنبالۀ سخن، حول نظریۀ معیار ایشان در اعتبارسنجی احادیث و اهمّ مبانی این نظریه می‌باشد. این مقاله با وجود دشواری‌ها و چالش‌های فراوان در بازیابی نظریه اعتبارسنجی محقق میلانی، با ارائه‌ی شواهدی گسترده از تقریرات و درس‌گفتارهای ایشان، پایبندی ایشان به رویکرد وثوق صدوری را اثبات کرده و محوریّت‌بخشی به این رویکرد را در مباحثی همچون استفاضه، شهرت روایی، تجمیع قرائن، توثیقات خاصّ و عامّ نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>&amp;laquo;ضابطیت عمار ساباطی بر پایه بررسی تطبیقی و محتوایی&amp;raquo;</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13950.html</link>
      <description>عمار بن موسی ساباطی، از جمله راویان پرکار در منابع روایی شیعه امامیه است. وی با گزارش 228روایت از ائمه معصومین(علیهم‌السلام)، در شکل‌گیری میراث حدیثی شیعه نقش ایفا نموده است. بررسی تفصیلی روایات منقول از وی نشان می‌دهد که 211مورد از این روایات، در زمره روایات فقهی قرار می‌گیرند. با این حال، تحلیل محتوایی این دسته از روایات، حاکی از آن است که حدود یک سوم آن‌ها (70 روایت) به لحاظ محتوای فقهی، با اشکالات محتوایی مواجه است. در خصوص وثاقت عمار ساباطی، اتفاق نظر واحدی در میان علمای رجال متقدم وجود ندارد. از منظر علمای رجال، ملاک اساسی در تعیین ضابطیت یک راوی، تطابق محتوای روایات او با روایات صحیح و پذیرفته‌شده است. بر اساس این معیار، احراز ضابطیت عمار ساباطی با چالش‌هایی جدی روبرو است. پژوهش حاضر، به بررسی تطبیقی روایات عمار ساباطی با روایات صحیح در ابواب مختلف فقهی می‌پردازد. هدف از این بررسی، ارزیابی دقیق‌تر میزان انطباق روایات وی با معیارهای پذیرفته‌شده و در نهایت، ارائه قضاوتی مستند در خصوص ضابطیت وی است. نتایج حاصل  نشان می‌دهد که به دلیل وجود اشکالات متعدد ناشی از فقدان ضبط کافی در روایات عمار بن موسی ساباطی، اعتماد به این روایات با احتیاط فراوان همراه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی مواجهۀ مردمی با فتنه‌های درون جامعه اسلامی</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13902.html</link>
      <description>امیرالمؤمنین7 در مدت چهار سال و نه ماه حکومتشان، سه رویارویی بزرگ با مسلمانان داشت که با استناد به خطبه 173 نهج‌البلاغه می‌توان از آن به جنگ با اهل قبله یا فتنۀ درون جامعه اسلامی تعبیر کرد. امیرالمومنین7 در این خطبه به ویژگی‌هایی برای مواجهه با این‌گونه فتنه‌ها اشاره فرمودند. لذا تحلیل و تبیین این ویژگی‌ها، با هدف ارائۀ الگویی که بر‌اساس آن، مردم و نخبگان جامعه بتوانند با هدایت رهبران الهی از فتنه‌های درون جامعه اسلامی به سلامت عبور کنند، مسئلۀ اصلی این پژوهش است. این الگو با استفاده از روش تحلیل محتوا بر‌اساس فهم علمی حدیث و با ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای ارائه شده است. بر‌اساس الگوی مواجهه با فتنه‌های درون جامعه اسلامی، بصیرت و علم به مواضع حق دو مؤلفۀ شناختی انسان هستند که به‌واسطۀ این دو می‌توان در شرایط فتنه، پدیده‌ها را ارزیابی کرد و تشخیص درستی داشت. صبر و اعتماد به رهبر نیز مؤلفه‌های عاطفی و گرایشی می‌باشند که به‌واسطۀ آن دو در مواجهه با فتنه، سختی‌های این مواجهه تحمّل می‌شود و پذیرش قلبی نسبت به رهبر به‌عنوان تعیین‌کنندۀ رفتارها شکل می‌گیرد. در نهایت، ارزیابی صحیح پدیده‌ها و تنظیم هیجانات و گرایش‌ها موجب تنظیم رفتارهای اجتماعی می‌شود که شامل فرمانبرداری و پرهیز از شتابزدگی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل خوانش غیرظاهر در روایات تفسیری آیۀ «لأنذرکم به ومَن بلغ»</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13896.html</link>
      <description>روایات تفسیری مجموعه‌ای است از انواع روایات معناساز که گاه برخی در نگاه اولیه مانع‌ساز تلقی می‌شوند. به عنوان نمونه روایاتی ذیل آیۀ &amp;amp;laquo;وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغ&amp;amp;raquo;، مراد از &amp;amp;laquo;ومَن بلَغَ&amp;amp;raquo; را امام معصوم می‌دانند (این قرآن بر من نازل شده تا من و نیز امامی که مقام امامت به او رسیده به وسیلۀ آن، شما را انذار دهیم). این در حالی است که بنابر ظاهر آیه، برداشت مذکور اولا خوانشی مبتنی بر عطف غیرظاهر است ثانیا تطبیق آن بر معصوم دشوار است و ثالثا چگونه می‌توان میان این معنا و معنای ظاهری جمع نمود. همین چالش‌ها سبب شده است مقاله حاضر با روش صدوری‌ـ‌مضمونی تلاش کند گره از فهم این روایات باز نماید و در پرتو خانوادۀ این روایات و نیز روایات هم‌راستا ـ که خوانش‌هایی غیرظاهر را تجویز می‌کنند ـ به بازخوانی &amp;amp;laquo;اعتبار تفسیر&amp;amp;raquo; بپردازد و نگاه سنتی به اعتبار تفسیر را ریشۀ وجود چنین چالش‌هایی معرفی نماید. در نگاه سنتی، اظهر احتمالات معنایی به عنوان معنای متعین و مقصود مولف تلقی می‌گردد ولی از نگاه اهل‌بیت همۀ معانی محتمل ولو اینکه برخی ظاهر نباشند ـ به شرط عدم وجود مانع صحت فی‌نفسه ـ در دایره مقصود خداوند قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سندی و معرفت‌شناختی گزاره «من یمت یرنی» در میراث حدیثی</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13890.html</link>
      <description>گزاره‌های حدیثی، همراه با آیات قرآن کریم، از مهم‌ترین منابع دستیابی به معارف دینی‌اند. یکی از تعابیر مشهور منسوب به امیر مؤمنان(ع)، عبارت &amp;amp;laquo;مَنْ یَمُتْ یَرَنِی&amp;amp;raquo; است که از سده سوم در منابع روایی دیده شده و در انتساب آن به امام علی(ع) یا سید اسماعیل حِمیری، شاعر مدافع اهل بیت، اختلاف‌نظر وجود دارد. برداشت اندیشمندان مسلمان از چگونگی رؤیت محتضر با امام معصوم(ع) نیز گوناگون بوده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و رویکرد تحلیل محتوا، به بررسی سند و محتوای این گزاره پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد این تعبیر، سروده‌ای از سید حمیری است، اما مضمون آن با روایات موجود هم‌سویی دارد. با توجه به شواهد متون دینی و فقدان منع عقلی، رؤیت در این عبارت بر معنای ظاهری (رؤیت جسمانی) دلالت دارد. این گزاره از منظر معرفت‌شناسی نیز حائز اهمیت است؛ چراکه نوعی تجربه شهودی نسبت به امام معصوم (ع) در لحظه مرگ را مطرح می‌کند که مرز میان رؤیت حسی و معرفت حضوری را در سنت دینی روشن می‌سازد و بیانگر اتصال همیشگی میان مولا و پیروان ایشان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطورات دیدگاه ذهبی در باب حدیث طیر</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13936.html</link>
      <description>حدیث طیر، به عنوان یکی از روایات مهم فضائل حضرت علی(ع)، همواره مورد توجه محققان شیعه و سنی قرار داشته است. شمس‌الدین ذهبی، از چهره‌های مهم اهل سنت، در آثار متعددی به این حدیث پرداخته و مواضع متفاوتی را در قبال آن اتخاذ نموده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل سیر تحول دیدگاه ذهبی پیرامون حدیث طیر، با تکیه بر تطورات نظری وی در آثار گوناگون، انجام شده است. بدین منظور، مجموعه ای از آثار ایشان، در شش مرحله مورد بررسی قرار گرفته و مراحل دگرگونی فکری او در خصوص حدیث طیر تبیین گردیده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که ذهبی در آثار اولیه خود، نظیر &amp;amp;ldquo;موضوعات المستدرک&amp;amp;rdquo;، آن را موضوع و در آثار بعدی، مانند &amp;amp;ldquo;میزان الاعتدال&amp;amp;rdquo;، با تضعیف راویان حدیث، آن را &amp;amp;ldquo;منکر&amp;amp;rdquo; تلقی کرده و نقل آن را دلیلی بر ضعف راوی قلمداد نموده است. با این حال، در مرحله بعد، در کتاب &amp;amp;ldquo;تاریخ الاسلام&amp;amp;rdquo;، به وجود طرق متعدد اذعان نموده و رویکردی معتدل‌تر را در پیش گرفته است. نهایتاً، در آثار متاخر خود، به ویژه &amp;amp;ldquo;تذکرة الحفاظ&amp;amp;rdquo;، بر وجود &amp;amp;ldquo;اصل&amp;amp;rdquo; برای این روایت تاکید کرده و دیدگاه نهایی خود را در این زمینه آشکار ساخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میزان کارایی نظریه انسجام هالیدی و حسن در ترسیم انسجام متنی دعای صباح</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13997.html</link>
      <description>یکی از مباحث زبان‌شناسی ، نظریه انسجام متنی است که علت اصلی معناداربودن و متنیّتِ هر متن را انسجام و یکپارچگی آن می داند. این نظریه عواملی که عناصر به‌وجود آورنده متن را به‌هم مرتبط می‌سازد و سبب انسجام و پیوستگی آن می‌شود را تحلیل می‌کند.آنها عناصر انسجام متنی را به سه دسته؛ عنصر واژگانی، عنصر دستوری و عنصر پیوندی تقسیم کردند:. هر یک از این عناصر خود به چند گروه تقسیم می‌شوند که وجود آنها در یک متن، آن را منسجم و عناصر تشکیل‌دهنده آن را به هم مرتبط می‌کند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با هدف تحلیل عناصر انسجام متنی در دعای صباح امیرالمؤمنین علی (ع) و تبیین ویژگی های منحصر به فردِ هم‌آیی این دعای شریف، سعی دارد به این دو پرسش پاسخ دهد که عوامل انسجام متنی در دعای صباح کدام است؟ و کدام یک از عوامل انسجام از بسامد بالایی برخوردار است؟ عناصر آفریننده انسجام متنی در دعای صباح به سه دسته تقسیم می‌شوند: عنصر واژگانی، عنصر دستوری و عنصر پیوندی. عامل واژگانی در این دعا شامل تکرار، شمول معنایی و باهم‌آیی است که هریک چندین زیرمجموعه را دربرمی‌گیرد. دستوری-پیوندی 81/0 و عنصر وازگانی 19/0 در متن دعا به‌کار رفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی روایات علم اهل بیت به &amp;laquo;ما کان و ما یکون&amp;raquo; و نقد انگاره غلو آمیز بودن آنها</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13984.html</link>
      <description>چکیده
روایاتی در منابع حدیثی شیعه از جمله &amp;amp;laquo;کافی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بصائرالدرجات&amp;amp;raquo; نقل شده که در آنها اهل بیت(علیهم السلام) بر آگاهی خود از &amp;amp;laquo;ما کان و ما یکون&amp;amp;raquo; و یا &amp;amp;laquo;ما مضی و ما بقی الی یوم القیامة&amp;amp;raquo; خبر داده‌اند. ظاهر عبارات نشان از گستردگی و وسعت این آگاهی دارد. در اغلب روایات، عبارت &amp;amp;laquo;ما کان و ما یکون&amp;amp;raquo; در کنار عباراتی چون &amp;amp;laquo;آگاهی از آسمان‌ها و زمین&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;علم به بهشت و دوزخ&amp;amp;raquo; همراه شده است و به نظر می‌رسد ائمه(علیهم السلام) درصدد بیان گستره و محدوده وسیعی از آگاهی برای خود بوده‌اند و با کنار هم قرار دادن این عبارات می‌خواستند، احاطه علمی خود بر حقایق عالم را گوشزد کنند.برخی به این روایات به دیده تردید و انکار نگاه و آنها را حاصل تلاش غالیان قلمداد می‌کنند. پژوهه فرارو به واکاوی این روایات به لحاظ ثبوتی و اثباتی پرداخته و با بررسی دلایل معارض ، انگاره غلوآمیز بودن آنها را رد نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه‌شناسی روایات شرح‌الحدیثی</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13994.html</link>
      <description>بخشی از ابهام‌ها و برداشت‌های ناصواب از احادیث، ناشی از بی‌توجهی به روایاتی است که خود، شارحِ اخبارند. این حوزه که می‌توان آن را &amp;amp;laquo;شرح الأخبار بالأخبار&amp;amp;raquo; نامید، با وجود نقش تعیین‌کننده‌اش در فهم مراد معصومان(ع)، تاکنون فاقد مطالعه‌ای مستقل، سامان‌مند و گونه‌شناسانه بوده است. فقدان این پژوهشِ بنیادی، موجب شده ساختار و کارکرد این دسته روایات ناشناخته ماند. پژوهش حاضر با روش کتابخانه‌ای و تحلیل توصیفی، نشان می‌دهد، احادیث اهل‌بیت(ع) در موارد بسیاری ظرفیت تبیین اجزای دیگر همان حدیث یا سایر روایات را دارند. بر این اساس، دو دسته کلان از روایاتِ شارح قابل تشخیص‌اند: نخست، روایاتی که به ایضاح واژگانی (مفردات) خود، یا اخبار دیگر می‌پردازند؛ و دوم، روایاتی که به تبیین محتوای (عبارات) خود، یا دیگر احادیث پرداخته‌اند. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که این دو دسته حداقل با یازده شاخصه قابل بازشناسی‌اند؛ چهار گونه ایضاح مستقیم، چهار گونه ایضاح بدل، و سه گونه تبیین باورهای رایج حدیثی در جامعه. از آنجا که این شاخصه‌ها بر دلالت تطابقی استوارند، از اختلاف‌پذیری‌های تفسیری مصون‌اند. یافته‌ها بیانگر آن است که گونه‌شناسی نظام‌مند این روایات، نه‌تنها فهم دقیق‌تر معارف حدیثی را ممکن می‌سازد، بلکه در کاهش و رفع ابهام‌های تاریخی ـ اعتقادی و فراهم‌سازی بستری روشن برای تحلیل‌های میان‌رشته‌ای نقش‌آفرین باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی روایات غیر فقهی یونس بن ظبیان در کتب اربعه با رویکرد آماری</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_13981.html</link>
      <description>یونس بن ظبیان، راوی مستقیم امام صادق  ، نزد غالب رجالیان، متّهم به کذب و جعل است و از این رو به اعتبار احادیث وی به دیده‌ی تردید می‌نگرند. از این راوی 24 روایت غیرفقهی (بدون تکرار) در کتب اربعه وجود دارد و پژوهش حاضر در صدد اعتبارسنجی این روایات به عنوان گامی در شناخت دقیق‌تر اعتبار مصادر مذکور برآمده‌است. سه سنجه‌ی منبع، مطابقت با سنّت و عمل متخصّصان - به عنوان سنجه‌هایی اصیل و کارآمد در این احادیث &amp;amp;ndash; مبنای پژوهش است. نتایج این اعتبارسنجی نشان داد حدود 80%  روایات یونس در دیگر منابع متقدّم معتبر نقل شده‌است. حدود 95% از این فرازها با دیگر روایات معتبر، تطابق دارد و در نهایت از میان فرازهای قابل بررسی از حیث سنجه‌ی عمل متخصّصین، تمام روایات وی مورد اعتنای ایشان قرار گرفته‌است. نتایج نهایی با تجمیع داده‌های به دست آمده پیرامون هر روایت نشان داد تمام روایات غیرفقهی یونس بن ظبیان در کتب اربعه معتبرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حدیث &amp;laquo;لا تستوحشوا&amp;raquo; و کشف قانون پایه آن در مهار فشارهای اجتماعی</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_14001.html</link>
      <description>روایات اسلامی بر اساس رویکرد علمی، قابلیت نظریه پردازی و تولید علم دارند. یکی از موضوعات مهم احادیث، مسئله فشارهای اجتماعی و در این موضوع، احادیث &amp;amp;laquo;لاتستوحشوا&amp;amp;raquo; از ارزش بالایی برخوردارند. هدف این پژوهش، فهم علمی این احادیث و استخراج قانون پایه حاکم بر آن است. روش پژوهش ترکیبی از فهم عمومی مرسوم و فهم علمی مبتنی بر تحلیل حدیث و پژوهش معکوس است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که اولا بر اساس فهم عمومی، دو متن کلی در این باره وجود دارد که از اعتبار خوبی برخوردارند، ثانیاً بر اساس فهم علمی، انسان دارای نظام انتخاب گری، عواطف معطوف به همراهی، نظام ترجیح و یک سری گرایشهای مرتبط است. ثالثاً قانون رفتار انسان این است که انتخاب گری راه متوقف بر عواطف معطوف به همراه(وحشت/انس) است و این عواطف خود متوقف بر سه گونه ارزیابی است: ارزیابی آماری همراهان، ارزیابی ماورائی همراهان، و ارزیابی پیامد رهروی. نتیجه این که برای مقاومت در برابر فشار اجتماعی، باید الگوی ارزیابی ماورائی و ارزیابی پیامدی را جایگزین ارزیابی آماری کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی آرای دانشیان درباره عقلگرایی شیخ صدوق(ره)</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_14003.html</link>
      <description>از جمله مباحث مهم و مورد توجه دربارۀ شیخ صدوق(ره)، بررسی شیوۀ عقل&amp;amp;shy;گرایی او است. مشخص شدن شیوۀ عقل&amp;amp;shy;گرایی شیخ صدوق و آرای دیگر متکلمان، اندیشمندان و صاحب&amp;amp;shy;نظران دربارۀ شیوۀ عقل&amp;amp;shy;گرایی وی از مباحث بسیار کلیدی است که با مشخص شدن این موضع در درک و فهم آثار و اندیشه&amp;amp;shy;های شیخ صدوق بسیار راهگشا خواهد بود.شیخ صدوق یکی از بزرگان حدیثی-کلامی شیعه در قرن چهارم است که آثار و اندیشه&amp;amp;shy;هایش همواره در موضوعات تخصصی مطرح و نقد شده است. آنچه بیش از هر موضوعی در نقد شیخ صدوق مشهود است نحوه عقل&amp;amp;shy;گرایی وی است که گاه منجر می&amp;amp;shy;ش ود این شخصیت را تا حد حشویه حتی سوق دهند و وی را بی&amp;amp;shy;بهره از ابزار عقل&amp;amp;shy;گرایی در اندیشه&amp;amp;shy;هایش بنامند.پژوهش حاضر اندیشۀ دیگر متفکران و اندیشمندان به خصوص آنان که هم&amp;amp;shy;عصر و نزدیک به شیخ صدوق بودند را مطرح و سپس مورد بررسی قرار خواهد داد. در این مسیر نحوۀ نگرش دیگر دانشیان دربارۀ نحوۀ عقل&amp;amp;shy;گرایی شیخ صدوق مشخص می&amp;amp;shy;گردد و با مقایسۀ آنچه که از آثار و اندیشه&amp;amp;shy;های خود شیخ صدوق حاصل می&amp;amp;shy;شود با بررسی تطبیقی می&amp;amp;shy;توان نتیجه&amp;amp;shy;ای نهایی دربارۀ نحوۀ عقل&amp;amp;shy;گرایی این اندیشمند شیعی ارایه کرد و به نوعی پاسخی برای نقدهای موجود به شیخ صدوق باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی انتقادی انگارۀ ضعف مدیریتی ابوذر غفاری برپایۀ تحلیل اسناد و متون روایی</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_14004.html</link>
      <description>مشهور است که ابوذر غفاری (ره) صحابی جلیل‌القدر پیامبر اکرم (ص) در کنار ویژگیهای برجسته شخصیتی؛ همچون: صراحت لهجه، زهد و إخلاص، از نظر مدیریتی فرد توانمندی نبود. بنابر گزارشی که خود ابوذر راوی آن است، پیامبر (ص) به وی توصیه می‌کند که حتی مسؤولیت امور دو نفر را نیز بر عهده نگیرد و متولّی اموال یتیمان نشود. این گزاره به ویژه در سال‌های اخیر، إنگاره‌ای مسلم تلقّی شده و بزرگان دینی با إستناد به آن، افراد فاقد توان مدیریتی را از پذیرش مسؤولیت‌های اجرایی خطیر برحذر داشته‌اند. پژوهش حاضر با إتّخاذ رویکرد تاریخی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل إسناد-متن، گزارش‌های روایی و تاریخی تداعی‌کننده این إنگاره را مورد نقد و تحلیل قرار داده و به این نتیجه رسیده است که دست‌کم بر پایه گزارش‌های موجود، نمی‌توان درستی این إنگاره را تأیید نمود. آنچه مسلّم است اینکه روایت مزبور از منابع اهل سنّت به میراث روایی شیعه راه یافته و به نظر می‌رسد جریان‌های حکومتی ضد ابوذر در قرون نخستین هجری نقش برجسته ای در تکوین، توسعه و شهرت این إنگاره داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دعای کمیل در آیینه مطالعات غربی و شروح شیعی؛ تحلیل تطبیقی و انتقادی</title>
      <link>https://hadith.riqh.ac.ir/article_14022.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اشاره‌های متفکران غربی به دعای کمیل و تبیین ابعاد آن از منظر شروح شیعی، از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی استفاده می‌کند. منابع غربی، مانند آثار شیمل، مادلونگ، و نصر، و شروح شیعی، شامل آثار شیخ طوسی، محمدباقر مجلسی، علامه طباطبایی، عبدالله جوادی آملی، امام خمینی، و احمد نراقی، تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد شروح شیعی، برخلاف تحلیل‌های غربی که اغلب به جنبه‌های ادبی یا تاریخی محدودند، دعای کمیل را با مضامین توحیدی، عرفانی، تربیتی، اجتماعی، و بلاغی به‌صورت چندلایه تبیین می‌کنند. شروح سنتی (طوسی، مجلسی، نراقی) بر روایات و خودسازی تأکید دارند، در حالی که شروح مدرن (طباطبایی، جوادی آملی، امام خمینی) تحلیل‌های فلسفی، بلاغی، و اجتماعی را در بر می‌گیرند. دعای کمیل، به‌ویژه در مراسم‌هایی مانند شب‌های جمعه و شب نیمه‌ماه شعبان به‌عنوان عنصری هویت‌ساز در فرهنگ شیعی عمل می‌کند. این پژوهش، با نقد کاستی‌های مطالعات غربی و ارائه دیدگاهی جامع از شروح شیعی، دعای کمیل را به‌عنوان متنی پویا برای سلوک فردی، همبستگی جمعی، و گفت‌وگوی ادیان معرفی می‌کند و بستری برای مقایسه تطبیقی با متون دعایی ادیان دیگر فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
